سيد محمد خالد غفارى
74
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
و شيخ اشراق - رحمه اللّه - در اشاره به اين گونه نظرهاست كه مىفرمايد : « . . . و قومى استحالت را منع كردند و گفتند كه آب چون گرم شود نه از آن است كه گرمى در آب حاصل شود ، بلكه اجزاى آتش با آب بياميزد و اين باطل است كه اگر چنان بودى كه كوزهء سفالين و كوزهء آهنين را چون پر آب كردمانى و در ميان آتش نهادمانى ، بايستى كه كوزه سفالين زودتر گرم گشتى كه جزوهاى آتش در مسامّ كوزهء سفالين زودتر نفوذ تواند كردن از كوزهء آهنين بر نسبت سختى و سستى ايشان و نه چنين است . و نيز حركت سخت و ماليدن اجسام يكديگر را گرمى مىآرد با آنكه اجزاى آتش از يكى در ديگرى حاصل نمىشود . . . » . « 1 » شيخ در ادامه بحث چندين شاهد و مثال ديگر در ردّ اين نظريّه مىآورد كه به سبب طولانى شدن بحث ، به همين قدر اكتفا مىكنيم . استقراء « . . . و استقراء آن باشد كه هر چه در بعض يابند در كلّ همان حكم كنند . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ بستان القلوب ، ص 344 ) « . . . و بدان كه استقراء حكمى است بر كلّى بدان چه در جزويّات بسيارش يافته باشند . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، ص 5 ) تعاريف فوق تعريف استقراء ، ناقص است ، زيرا استقراء ممكن است تامّ باشد يا ناقص ، استقراء تامّ عبارت است از : بررسى مسألهاى در تمام افراد مورد حكم ، و اين كار اگر ممكن شود مفيد يقين است ، امّا جز در موارد محدود ، تقريبا غير ممكن است و آنچه ممكن است و مورد بحث ، استقراء ناقص است كه تنها مفيد ظنّ به نتيجه است و طبيعتا نمىتواند فراگير باشد ، و از همين رو است كه شيخ - رحمه اللّه - مىفرمايد : « . . . بدان كه ارباب حكمت چون حكم كرده باشند بر چيزى ، اوّل حقيقت آن چيز به دست آوردهاند ، بعد از آن نظر كردهاند در وجوب و امكان و امتناع و بديدهاند كه چه
--> ( 1 ) پرتونامه ، ص 20 .